جعفر شهرى باف
468
طهران قديم ( فارسى )
رشتهء اتحاد رها نمىساختند . قيمت هر جفت نعل سهپايه كه شبيه نعل الاغ و سهپايهى سر خود داشت چهار شاهى « دو دهم ريال » و هر ده ميخ « برقو » « 105 » يك شاهى بود كه گاهى نعل و ميخى گوشبرى و گرانفروشى كفاش را تكميل كرده تا كفش را به قول خودش محكمتر و بادوامتر كرده باشد . تمام سرتاسر پاشنه و زيرهء كفش را ميخكوبى نموده نصف قيمت كفش را هم او پول نعل و ميخ مىگرفت ! كسبه متفرقهء بازار ارسىدوزها ديگر از كسبهء اين بازار نانى « نانفروش » بود كه نانهاى سنگك و تافتون را به روى شانه ميله كرده دور مىگرداند و در تابستانها دوغى و شربتى و آبزرشكى و باقلا پختهاى و سيبزمينى تنورى كه در تابستانها باقلا را از تازه و در زمستانها از انواع خشك آن تهيه مىكردند . ديگر شربتى و چاى دارچينى و ( شكرپنيرى ) « 106 » و حلوايى و پنيرى كه غالبا اين كسبه پول اجناس خود را كه ناهار و عصرانه شاگرد اروسىدوزها را تأمين كرده بود شب جمعه به شب جمعه دريافت مىكردند و اين از آن جهت بود كه اروسىدوزها هم چنان كه ذكرش گذشت اجرت كار كارگر را شب جمعه مىپرداختند . كسبهء ديگرى هم مانند سركهفروش ، ترشىفروش ، خاكه ذغال فروش و شراب و عرقفروش بودند كه امتعهء خويش را قسطى معامله مىكردند . سركه يا ترشى و خاكهزغال مشترى را يك جا داده هفته به هفته قسط مىگرفتند و كليمىها كه شراب و عرق را در غرابهها و ( كپ ) ها « 107 » به ( من ) و ( رى ) « 108 » مىفروختند و پول آن را شب به شب و يا هفته به هفته مىگرفتند . قيمت هر يك من سركه و ترشى خالص اعلا يك قران تا يك ريال بود كه
--> ( 105 ) . با ضمهء ب ميخى سر درشت و پايه كوتاه كه سربازها هم به ته كفش سربازى خود مىكوفتند . ( 106 ) . چيزى مانند حلوا ارده كه از آرد ، شكر ، هل و دارچين به اندازه بادام پوستدار درست مىشد . ( 107 ) . شيشهاى شبيه غرابه با شكمى بزرگ و دهانه گشاد كه بعضى هم آنها را جهت حفاظت « پيزر » ( پوشال بافته شده ) مىگرفتند . ( 108 ) . بر وزن مى يا ، دى چهار من يا دوازده كيلو را يك رى مىگفتند .